<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>نشریه الکترونیک نجد - موضوع: "فانوس راه"</title>
		<link>https://najd.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://najd.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>روحيه شهادت طلبي</title>
			<link>https://najd.kowsarblog.ir/روحيه-شهادت-طلبي</link>
			<pubDate>07:30:00 +0330 شنبه، 15 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>معرفت</dc:creator>
			<category domain="main">فصلنامه نجد شماره24پاييز97</category>
<category domain="alt">فانوس راه</category>			<guid isPermaLink="false">701298@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;دوخاطره از روحیه شهادت طلبانه رزمندگان 8 سال دفاع مقدس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پنجشنبه ای بود که شهید حسین علم الهدی را در بهشت آباد اهواز دیدم. مثل همیشه بر تک تک مزار بچه ها فاتحه می خواند و می گریست دنبالش رفتم. بر مزار شهید اصغر گندمکار غریبانه نشست و صدا در گلویش شکست گوش دادم، دیدم چیزی می گوید، جلو که رفتم شنیدم می گوید: اصغر! برایم دعا کن به میهمانی خدا بروم. (سرودهای سرخ، ص46)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از همرزمان شهید حسین فهمیده می گوید: روزی که حسین شهید شد، دشمن به شدت حمله کرده بود و حسین هم که خوب می جنگید، تیر خورده و مجروح بود.وقتی به طرف او رفتم تا او را عقب ببرم مخالفت کرد و گفت: حالا که قرار است بمیرم، باید چند نفر از عراقی ها را بکشم و بلافاصله نارنجکی به خود بست و زیر یکی از تانک های عراقی که در حال پیش روی بود خوابید و با شهادت خود هم تانک عراقی را منهدم کرد و هم چند نفر عراقی را به درک فرستاد. (صنوبرهای سرخ، ص162)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff00ff;&quot;&gt;فصلنامه نجد شماره بیست وچهارم پاییز 97&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najd.kowsarblog.ir/روحيه-شهادت-طلبي&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوخاطره از روحیه شهادت طلبانه رزمندگان 8 سال دفاع مقدس</p>
<p>پنجشنبه ای بود که شهید حسین علم الهدی را در بهشت آباد اهواز دیدم. مثل همیشه بر تک تک مزار بچه ها فاتحه می خواند و می گریست دنبالش رفتم. بر مزار شهید اصغر گندمکار غریبانه نشست و صدا در گلویش شکست گوش دادم، دیدم چیزی می گوید، جلو که رفتم شنیدم می گوید: اصغر! برایم دعا کن به میهمانی خدا بروم. (سرودهای سرخ، ص46)</p>
<p>یکی از همرزمان شهید حسین فهمیده می گوید: روزی که حسین شهید شد، دشمن به شدت حمله کرده بود و حسین هم که خوب می جنگید، تیر خورده و مجروح بود.وقتی به طرف او رفتم تا او را عقب ببرم مخالفت کرد و گفت: حالا که قرار است بمیرم، باید چند نفر از عراقی ها را بکشم و بلافاصله نارنجکی به خود بست و زیر یکی از تانک های عراقی که در حال پیش روی بود خوابید و با شهادت خود هم تانک عراقی را منهدم کرد و هم چند نفر عراقی را به درک فرستاد. (صنوبرهای سرخ، ص162)</p>
<p><span style="color: #ff00ff;">فصلنامه نجد شماره بیست وچهارم پاییز 97</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najd.kowsarblog.ir/روحيه-شهادت-طلبي">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najd.kowsarblog.ir/روحيه-شهادت-طلبي#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najd.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=701298</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
